۱۳۹۰ مهر ۱, جمعه

عطر برگهای شمعدانی

حیاط پُرشده از رنگهای گرم پائیزی .
باد برگهای زرد و نارنجی درخت بهار نارنج  و چوبهای سوزنی درخت کاج را روی پله های سنگی پاشیده
باد خنک حوالی غروب برگهای کف حیاط را به رقص درآورده .

برگ های خشک رابه کمک جاروی دسته بلند جارو زده و پای درخت کاج پیر می ریزم 
عطر پونه ی آب زده توی دماغم می پیچد...
 با د ملایم عصرگاهی برگهای شعمدانی پای ایوان را می لرزاند  وعطر برگها را به اطراف می پاشد   .
 گنجشکها حیاط را پر کرده اند از آوازشان
نمایی که از پائیر در ذهنم دارم تصویرزیبا و رنگا رنگی است از برگهای خزان شده  و آواز دلچسب گنجشکها .
 دوم شنیدن صدای خش خش برگهای خشک و سوخته است زیر پاهای باغبان ِپیری  ،که به کمک چنگک خود موسیقی غمباری  به اسم زندگی را می نوازد ...

همیشه  با شنیدن آواز گنجشکها و قارقار کلاغها ی درحال پرواز آرام گرفته ام
 نزدیک غروب آفتاب شده ... دیوارِهای حیاط  پُر شده از بوی دلتنگی !

هیچ نظری موجود نیست:

سونامی تازه ای در راه است .

سونامی تازه ای در راه است .از آن ها که کلی تلفات می گیرد و تیتر اول خبرهای هفته  می شود .بار چندم است که امیر این طور جان به سرش می کند ؟بار...