۱۳۹۰ آبان ۹, دوشنبه

نق زدن های تکراری

پائیزِ زمستانی بد جوری دست و پامو بسته . هیچوقت تکلیف ام با خودم روشن نبوده .آدم کم طاقتی هستم... نه طاقت به سرما دارم نه به گرمای و عرق ریزان هوای تابستان  ... این روزا هم  به شکرانه بارش باران های پی در پی  ؛ زمین جشنواره دانه های درشت ریزش باران و تگرگ را برگزار کرده ..آسمان ابری .دانه های درشت باران را به روی اسفالت کف خیابان های دود گرفتۀ شهر پاشید وشاخه ها و برگ های غبارگرفته را شسته و جلا داده .آسمون ابری و صدای شُرشُر بارون وهوای زمستون در پائیزی که از پنجرۀ نیمه باز شمالی می ریزه تو اتاقک 3در4 پشت به آفتاب !دستای سردمو با بخارلیوان چای زعفرانی گرم می کنم ...شاید این تنها دلخوشی یک حوای جدا مانده ازلحظه های شاد زندگی باشد !

هیچ نظری موجود نیست:

سونامی تازه ای در راه است .

سونامی تازه ای در راه است .از آن ها که کلی تلفات می گیرد و تیتر اول خبرهای هفته  می شود .بار چندم است که امیر این طور جان به سرش می کند ؟بار...