روی مبل دراز کشیده بودم وداشتم کتاب خوندم که یک مرتبه صدایی مثل صدای انفجار و زلزله منو از جا کند. برای لحظه ای دستپاچه شدم وبه خیال این که زلزله شده ،به سمت در آپارتمان دویدم تا بین چارچوب و در ورودی خونه پناه بگیرم .دراین حالت متوجه شدم نه لوستری لرزیده و نه زمینی تکون خورده ... نمی تونسته زلزله باشه . . . به یاد شایعه ها وتهدیدها و جنگ و موشک باران ها ی زمان جنگ تهران افتادم ...با خودم گفتم : نکنه حمله هوایی شده؟ .دقایقی بعد ازاخبار ساعت 2 بعد ازظهر شنیدم که انفجاری در انبار مهمات سپاه در ملارد کرج صورت گرفته که بیش از پانزده نفر شهید و تعدادی هم زخمی شدند . . . شدت انفجار به حدی بوده که تا اینجا منطقه 12 هم شنیده شده .آنی دلم لرزید دلم برای دل مادرای فرزند ازدست داده لرزید
!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر