صبح زود به صدای sms از خواب بیدارشدم
...پیغام از طرف آرام بود ...نوشته بودما پشت دریم دروبازکن ...گوشی اف اف و برداشتم
تصویر روشنک و آرام و دیدم ...
آیفون زدم و رفتم سمت آشپزخانه برای روشن کردن سماور ... می دونم صبونه نخورده از خونه زدن بیرون
... جلوی درآسانسور آرام با یک دسته گلی از
رزهای صورتی تازه و معطر به اضافه دوتا نون تافتون داغ ؛ روشنک هم
با جعبه شیرینی غافلگیرمیشم ...اخه نه تولدم
بود و نه مناسبت دیگه ای ...پرسیدم اینا برای
چیه ؟؟؟ آرام پرید صورتمو بوسید و گفت ما زودتر به پیشواز روز
مادر رفتیم ...مامان جون روزت مبارک ...
جای شما سبز . از
اون روزای خوب بود که هرلحظه اش یک دنیا ارزش داشت ارزید ...برای ناهار پیتزا درست کردیم و شام هم باقالی پلو
با مرغ زعفرونی .!
اینم کیک و سینی چای
بعد از شام .
روزمادر به همه مادران دلسوز
و مهربونم مبارک باشه !
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر