‏نمایش پست‌ها با برچسب به بهانه ی آخرین پنج شنبه ی سال. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب به بهانه ی آخرین پنج شنبه ی سال. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ اسفند ۲۷, پنجشنبه

به بهانه ی آخرین پنج شنبه ی سال

به رسم آخرین پنج شنبۀ سال؛ ودیدن عزیزانی که این سالهای اخیرازساکنان شهرسکوت به حساب میان؛ آماده ی رفتن به بهشت زهرا شدم .صبح زود هوا ابری بود. با خودم چتربرمی دارم. باید برم دیدن: عزیزجون؛ حاجی بابا ؛ آقاجون؛ دایی جمشید وخاله ها...وامیرعزیزم. می بینی ... دیبا جان! دیگه برام گذشته ای باقی نمونده. وقتی می خوام برم بهشت زهرا؛ انگار دارم می رم مهمونی ودیدن اعضای فامیل.

سونامی تازه ای در راه است .

سونامی تازه ای در راه است .از آن ها که کلی تلفات می گیرد و تیتر اول خبرهای هفته  می شود .بار چندم است که امیر این طور جان به سرش می کند ؟بار...