۱۳۹۳ فروردین ۲۰, چهارشنبه

پارک دانشجو

 هوای اتاق پر شداز بوی بارون ... قطره های درشت بارون و تگرگ بود که  تق تق می خورد به کانال کولر و شیشه ها...از روی صندلی نیم خیز میشم کرکره  را بالا میکشم شیشه های خاک گرفته ی خیس  از بارون ُ می بینم ...دستگیره پنجره را به سمت بالا میکشم ؛پنجره را نیمه باز میکنم بوی خاک خیس و نمناک تووی دماغم پر ُمیشه  ...همکارم سرش  پشت مونیتور پنهان شده ...میپرسه بارون میاد ؟میگم فک کنم ...از جاش بلندمیشه و میاد به سمت پنجره ...میپرسه : بارونه ؟ میگم تگرگه ... میگه بیچاره کشاورزا .... اخه از پدرم شنیدم که تگرگ برای شکوفه ها خوب نیست ...بی اعتنا به حرفاش به درختا ی پارک و بارون خیره میشم با گوشیم عکس میگیرم . 

راستی تعجب  کردی گفتم :خاک ؟؟  ماههاست زمین روبروی پارک ُ شرکت مترو داره حفاری میکنه ...از شانس بد ما این زمین و حفاری مترو با پنجره ی شرکت کمتر از پنجاه مترفاصله داره .!

 
 

هیچ نظری موجود نیست:

سونامی تازه ای در راه است .

سونامی تازه ای در راه است .از آن ها که کلی تلفات می گیرد و تیتر اول خبرهای هفته  می شود .بار چندم است که امیر این طور جان به سرش می کند ؟بار...