۱۴۰۰ بهمن ۷, پنجشنبه

سال 84#42


روزها .. ماه ها وسالها با رنج و غم گذشتن ...هرگز ازیادمون نرفتی ...حتی لحظه ای 

کی گفته خاک سرده و میتونی فراموشش کنی  چرا بعد این سالها نشده ...

کاش قدر لحظه های با تو بودن را می دونستم ...

تو پرکشیدی خونه غمکده شد ... مادرنتوست طاقت بیاره و دق کرد...

گلدان  شمعدانی  کنار یاغچه خشک شد ...درخت نارنج خشک شد

گنجشک ها پر کشیدن...پنجره روبه باغچه برای همیشه بسته شده 

همه خاطرات در سکوتی سنگین  روی قاب عکس های چوبی بخواب هزار ساله رفتن.!




 

هیچ نظری موجود نیست:

سونامی تازه ای در راه است .

سونامی تازه ای در راه است .از آن ها که کلی تلفات می گیرد و تیتر اول خبرهای هفته  می شود .بار چندم است که امیر این طور جان به سرش می کند ؟بار...