پخش زنده شبکه یک سیما است ...آقای دکتر روحانی دارن اسامی نماینده های پیشنهادی شان را به
مجلس ارایه میدهند ...امیدواربودم نماینده ها از بین مردم درد کشیده و رنج دیده انتخاب می شدند ...کاش
اون نماینده ی محترم پیشنهادی ؛درک کنه وقتی پدری زحمت کش و رنج دیده شبها با دستان
خالی وارد خانه میشود و قبل از ان که وارد خانه شود از خدا می خواهد بچه ها خوابیده باشند .این یعنی طعم تلخ . و تلختر از این که پدر خانواده زیر بار هزینه های زندگی با وجود بیکاری و گرانی کمرش خم شده !!!
۱۳۹۲ مرداد ۲۰, یکشنبه
۱۳۹۲ مرداد ۷, دوشنبه
یادمن ...
وقتی یادمن می افته که میخواد از کسی شکایت کنه .
وقتی یادمن می افته که میخوادبهم بگه ازاین زندگی خسته شده .
وقتی بهم زنگ میزنه که میخواد به کسی ناسزا بگه.
وقتی با من حرف میزنه که میخواد کسی رو نفرین کنه .
من وقتی بهش زنگ میزنم که دلم میخواد صداشو بشنوم .
وقتی به یادش میفتم که دلم دامن پر مهر می خوادو ی بغل محبت .
۱۳۹۲ فروردین ۱۱, یکشنبه
تحویل سال 92 ...
امسال عید شروع خوبی نداشتیم ... مادربزرگ قبل از عید شب 28 اسفند؛ بیمارستان رسول اکرم بستری شده ... تعطیلات چند روز هم به رفت و آمد بین بیمارستان و خونه گذشته ...امیدوارم هرچه زودتر حالش خوب بشه ...کلیه هاش از کار افتاده ...با این همه درد؛ برای رفتن به خونه خیلی بی تابی میکنه ...دلش می خواد سال تحویل خونه باشه و مثل هر سال سرسفره هفت سین دعای تحویل سال و بخونه ...اما دکترا اجازه مرخصی ندادن ...گفتن باید چند نوبت در هفته دیالیز بشه ...بودن بین بیماران بخش دیالیز ...شنیدن آه وناله ...ودیدن چهره های پیرو سالخورده و خسته از زندگی برای مادربزرگ غذاب آوره !
.. گوشه ای ازبخش پیرزن سالخورده با موهای به سفیدی برف روی تخت به پهلو خوابیده بود بهم اشاره کرد که برم کنار تختش ...رفتم کنار تختش دستای سرد و چروک خورده اش وگرفتم توی دستام ...با ناله ضعیفی گفت: خانم پرستارمن درد دارم شما بگین من چیکارکنم ؟؟؟...یه صورت پراز چین و چروک و رنگ پریده اش نگاه می کنم و میگم مادرجون من پرستار نیستم اما اگه کاری بگو ...دستشو به طرفم دراز میکنه و دست راستمو توی دستاش نگه میداره و میگه فقط کمی روبروی من وایسا می خوام فقط نگات کنم ... این گوشه ی اتاق که برام شده جهنم ...دارم ازتنهایی و بیکسی دق میکنم .وایسا کمی با من حرف بزن تا شاید کمی آروم شدم اخه خیلی درد دارم .دوماهه روی تخت افتادم ...زخم بستر گرفتم ... ...قبل اینم توی خونه بستری بودم ...حالاهم که زخم بستر گرفتم کسی به دیدنم نمیاد ...میگفت دبیر بازنشسته آموزش و پرورش ام همه سالها ی جوونیم و گذاشتم پای کاربیرون از خونه و بزرگ کردن بچه هام ...حالا که به کمک شون احتیاج دارم هچ کدوم از پسرا دخترام حاضربه نگهداری ازمن نیستند .
پینوشت : دلم از خودم گرفته ...از دنیا ...از بی رحمی روزگار و دل سنگی بعضی از آدما !
۱۳۹۱ اسفند ۱۶, چهارشنبه
شب برفی
هوا ابریه بوی برف میاد ...بوی خوش آیند ی داره برف ...پرده رو کنار میکشم ...
از پشت شیشه چشمم میفته به دانه های درشت برف ...
دونه ها ی سفید و درخشان آروم و رقصان روی شاخه های عریان درخت کنار پیاده رونشسته
باید برای هر دونه از برفی که میباره ممنون خدا باشم ...
خدایی که نیمه دوم اسفند برف رو برای خاک یخ زده فرستاده !
وسوسه دعا
هوا سرد شده .سردتر از زمستون پارسال ....سوز سرما تامغز استخونام نفوذ کرده .
بوی برف میاد ...آسمون به رنگ نارنجی درآمده . حدس می زنم امشب برف سنگینی بباره ...
با این هوا ی سرد و خشک کمتر کسی فکر بیرون رفتن از خونه به سرش میزنه .
اهالی محل کنج خونه ها و کنار شومینه های گرم لمیدن ودارن چای و بیسگوئیت می خورن ..
بیرون پنجره از سروصداو رفت و آمد هر روزه ماشین ها خبری نیست .
صدای اگزز موتور سیکلت و بوق های گوش خراش هم ...
شهرلابلای سکوتی سنگین به خواب زمستونی فرورفته ...
فضای بیرون از دیوارها صدای اذان پخش شده ...دل ام آروم میگیره ...
دوست دارم تو این سکوت و آرامش غروب سرد زمستونی برای همه دعا کنم. .
اما بد جوری وسوسه میشم فقط برای خودم دعا کنم ..خودم که همیشه تنهام ...
خدایا درتاریکی های محض روشنای قلب ام باش .!!
آمــــــــــــــــین !
آمــــــــــــــــین !
۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه
حرف دل
ســــــــــلام گل ام . خیلی وقته که بهت سرنزدم دلم برای این صفحه دنج و آروم تنگ شده بود . باید می گفتم که فیلتر شکن قبلی از کار افتاده این فیلتر شکن جدید و تازه دانلود ش کردم امیدوارم اینم به درد قبلی دچار نشه . راستی حالت چطوره . اگه خدا بخواد و بعد ماشین حاضر بشه پنجشنبه میام دیدنت!
اشتراک در:
پستها (Atom)
سونامی تازه ای در راه است .
سونامی تازه ای در راه است .از آن ها که کلی تلفات می گیرد و تیتر اول خبرهای هفته می شود .بار چندم است که امیر این طور جان به سرش می کند ؟بار...
-
به روزهای پایانی اسفند ماه نزدیک شدیم.یک سال گذشت ...سالی که روزهای روزهای تلخ و شیرین داشته .روزهای تلخ وشیرینو ازسر گذروندیم .روزهای...
-
سونامی تازه ای در راه است .از آن ها که کلی تلفات می گیرد و تیتر اول خبرهای هفته می شود .بار چندم است که امیر این طور جان به سرش می کند ؟بار...
