پشتِ میزکامپیوترم نشسته برای سایت جدیدم برنامه می نویسه. برنامه ای که من ِبا اطلاعات اندکم بتونم خیلی راحت کارکنم .سرعتِ سرانگشتانش خارق العاده است -انگشتاش روی دکمه های کیبورد به طور معجزه آسایی حرکت کرده و برنامه نوشته میشد طوری که متوجه نمیشدم هر یک از انگشتها روی کدام حروف و کدام عدد سُر می خوره ...بیش ازاین که من فکر می کردم تو کار برنامه نویسی مهارت پیدا کرده !راستش دوران دبیرستان که بود ساعتهای زیادی پشت ِمیز کامپیوتر می نشست و چشم می دوخت به صفحه ی جادویی کامپیوتر ؛نگران ش می شدم .نگران سلامتی ش. اهمیت کار و کمتر حس می کردم ...ولی حالاخیلی خوشحالم .به عنوان عضوی از خانواده؛برام بیش اندازه قابل احترامه ومیدونم به این کارخیلی علاقه داره و چقدراین کار براش مهمه این که چه دانشی دررابطه با این رشته به دست آورده .... تنها مدرک نگرفته ؛بلکه دانش این کارم آموخته ...رحمان عزیزم می خواهم بدونی بهت افتخار می کنم !
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
سونامی تازه ای در راه است .
سونامی تازه ای در راه است .از آن ها که کلی تلفات می گیرد و تیتر اول خبرهای هفته می شود .بار چندم است که امیر این طور جان به سرش می کند ؟بار...
-
به روزهای پایانی اسفند ماه نزدیک شدیم.یک سال گذشت ...سالی که روزهای روزهای تلخ و شیرین داشته .روزهای تلخ وشیرینو ازسر گذروندیم .روزهای...
-
سونامی تازه ای در راه است .از آن ها که کلی تلفات می گیرد و تیتر اول خبرهای هفته می شود .بار چندم است که امیر این طور جان به سرش می کند ؟بار...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر