۱۳۹۲ اسفند ۲۷, سه‌شنبه

چهار شنبه سوری

 
 
 
 
 
آخرین چهار شنبه سال هم با کلی  سرو صدا ی ترقه وصدای  انفجار به خواست خدا  به خیر گذشت  ...صبحی برای خرید خرده ریز آشپزخونه به همراه  مهرگان رفتیم بازار مولوی ...ترافیک سنگین خیابون ُصدای بوق ماشینا و ترقه بازی جوونا رو اعصابم رژه می رفتن ...پیاده رو هم که جای راه رفتن نبود ...سرتاسر پیاده رو فروشنده ها بساط پهن کرده بودن ...بین این همه شلوغی و سرصدا راه رفتن و خرید کمی مشگل بود اما به هرسختی بود لوازم مورد نیاز آشپزخونه رو  خریدیم ...سرتا سر خیابون به خصوص روبروی بیمارستان اکبر آبادی صدای آزاردهنده و گوش خراش  انفجار ترقه  اعصاب داغونمی کرد دلم به حال اون مریضا یی می سوخت که احتیاج به سکوت و آرامش داشتند ...
اما با این احوال یکی دوتا شیشه برای یخچال خریدم که از دیدنشون دارم کلی دارم ذوق مرگ میشم ...
 

هیچ نظری موجود نیست:

سونامی تازه ای در راه است .

سونامی تازه ای در راه است .از آن ها که کلی تلفات می گیرد و تیتر اول خبرهای هفته  می شود .بار چندم است که امیر این طور جان به سرش می کند ؟بار...