۱۳۹۳ اردیبهشت ۷, یکشنبه

پرسیدم درجواب گفتی هیچ

 
گله داری از تنهایی و بی کسی *اماهر بار که به دیدنت امدم ؛ در خانه مهمان داشتی * من شادمان از تنها نبودنت * وقتی از حالِ خواهر نازکتر ازبرگ گلم *گلُ مریم می پرسم  ؟ *می گویی هیچ ؛ هیچ خبری ندارم *درصورتی که همین  دیروز گلُ مریم به دیدنت آمده بود .* وقتی ازحال  برادر مهربانتر از آب روانم  می پرسم ؟ می گویی هیچ *من ازش خبری ندارم نامهربان پسرم مدت هاست که به دیدنم نیامده  *درحالیکه روزقبل  با برادر مهربانتر از آب روانم هم صحبت  بودی *می پرسم : و باز می پرسم و تو همچنان می گویی هیچ وهیچ * چرا مادرم ؟ !...مادرِعزیزتر از جانم ! 
  این هیچ گفتن ها ی توو  برایم سخت  درد آور است *
 
 
 
                            






هیچ نظری موجود نیست:

سونامی تازه ای در راه است .

سونامی تازه ای در راه است .از آن ها که کلی تلفات می گیرد و تیتر اول خبرهای هفته  می شود .بار چندم است که امیر این طور جان به سرش می کند ؟بار...