گله داری از تنهایی و بی کسی *اماهر بار که به دیدنت امدم ؛ در خانه مهمان داشتی * من شادمان از تنها نبودنت * وقتی از حالِ خواهر نازکتر ازبرگ گلم *گلُ مریم می پرسم ؟ *می گویی هیچ ؛ هیچ خبری ندارم *درصورتی که همین دیروز گلُ مریم به دیدنت آمده بود .* وقتی ازحال برادر مهربانتر از آب روانم می پرسم ؟ می گویی هیچ *من ازش خبری ندارم نامهربان پسرم مدت هاست که به دیدنم نیامده *درحالیکه روزقبل با برادر مهربانتر از آب روانم هم صحبت بودی *می پرسم : و باز می پرسم و تو همچنان می گویی هیچ وهیچ * چرا مادرم ؟ !...مادرِعزیزتر از جانم !
این هیچ گفتن ها ی توو برایم سخت درد آور است *

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر